یادبود کوهنورد فقید عباس کلهر

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ﴿۲۳ احزاب﴾

مردان خدا ایستاده می‌میرند..

کوهنورد فقید، عباس کلهر در ۲۳ دی‌ماه ۱۴۰۰ از ارتفاع ۴۵۰۰ متری مسیر گرده آلمان‌های علم‌کوه پرواز کرد و آسمانی شد. او با ایثار و فداکاری، تا پای جان برای کمک و نجات همنورد دیگرش ایستاد و از مهلکه نگریخت.

عروج وی، فرهیختگانِ جامعه کوهنوردی را در غم از دست دادن مربی و استاد بزرگ و مثال‌زدنی کوهنوردی، سنگنوردی و برف و یخ داغدار نمود.

در اینجا بر آنیم تا در حد وسع خود یاد دوست، برادر، همنورد و استاد فقیدمان را گرامی بداریم. لذا از همه دوستان، همنوردان، شاگردان و ارادتمندان کوهنورد فقید عباس کلهر درخواست داریم ضمن درج کامل نام و نام خانوادگی خود، آنچه تمایل دارند درباره ایشان، سابقه آشنایی، ویژگی‌ها و خصائص اخلاقی و برجسته وی، مهارت‌ها و توانایی‌های وی در گرایش‌های مختلف کوهنوردی، همچنین خاطرات و احیاناً همراهی با ایشان در برنامه‌های مختلف و خصوصا برنامه‌های شاخص را برای آشنایی و اطلاع دیگران و همچنین جهت ادای دین به مقام بلند آن مرد بزرگ در قسمت دیدگاه‌های این صفحه مطرح بفرمایند. در پایان به روح بلند او درود می‌فرستیم و برایش آرزوی علو درجات را داریم.

12 دیدگاه در “یادبود کوهنورد فقید عباس کلهر”

  1. استاد کلهر عزیز، حتی با آسمانی شدنت هم به ما آموختی، درسی از جنس صعود کردن بر روی قله های معرفت و عشق و از خودگذشتگی، و نه صعود بر روی تختِ سنگ هایی بی ارزش…

    برای ما شاگردان و همنوردان زنده یاد کلهر، روشن و آشکار است که بعد از اتفاقی که برای دیگر همنورد عزیز و فقیدمان جناب شاه حسینی افتاد، ایشان توان کافی و کامل برای فرود و حتی رفتن به پناهگاه را داشتند، اما غیرت و انسانیت این استادِ فقید اجازه تنها گذاشتن همنوردِ مصدومش را نداد….

    در دنیایی که صعودهای مجازی ارزشش از صعودهای حقیقی بیشتر است، در دنیایی که کوهنوردانی با برچسب هیمالیانورد صعودشان از سقوط همنوردشان مهم تر است، در دنیایی که افتخار کردن در آن به نامِ  بِرَند و تعدادِ فالوور و ثبت رکورد است، در دنیایی که مملو است از ادعاهای پوشالی و منم منم ها، این دمِ مسیحایی بزرگمردی چون استادِ فقید عباس کلهر بود که صعود کردن و کوهنوردی را، با واژگانی همچون معرفت، از خودگذشتگی، و غیرت معنا و حیاتی دوباره بخشید…

    راهت مانا و بینش و اندیشه ات جاودان باد مرد بزرگ محجوب و متعهد، تا همیشه می آموزمت🙏😔

  2. با سلام
    روح حاج عباس و حامد عزیز هر دو شاد ، آشنایی من و عباس سال ٩٢ تست مربیگری بود و همون سال ۵-۶ روز تو علم کوه دوره مربیگری با هم تو دوره بودیم و بعدشم تو تست و دوره مربیگری یخ و برف شش روز یخچال شمالی سبلان با هم بودیم ، و همیشه باز اموزی ها با هم بودیم ، اخرین باری که دیدمش قبل از کرونا زیر قله علم کوه بود و چقدر خوشحال شدیم همو دیدیم 🥲، به شخصه جز خوبی و اخلاق حرفه ای و کلی محاسن دیگه چیز دیگری ندیدم ، از دست دادن یه رفیق و برادر برام خیلی سخت بود وقتی اعلام شد باور نمیکردم ، اونجا گیر کنه ، خداییش ادم فنی و توانمندی بود و از اون بالاتر حسن خلق والای این مرد ، از صمیم قلبم ناراحت شدم و ناراحتم ، خیلی زود بود چنین رفتنی هم برای عباس و هم برای حامد ، ٢ تا ادم با تجربه و خوش خلق ، وصد البته جز سرمایه های جامعه کوهنوردی و ورزشی کشور ، روحشون قرین رحمت حضرت حق و به خانواده هر دو عزیز و به خصوص عباس عزیز تسلیت عرض میکنم . 🌹🌹
    ارادتمند شهاب امانی
    همدوره مربیگری های عباس 🖤🖤❤️🌹

  3. آمده بودی که نمانی
    این رسم مهربانی نبود

    تو را نوشتن سخت است
    مگر می شود دریا را وصف کرد
    و یا آسمان را در کلمه ای گنجاند

    آنقدر صبور و شکیبا و مهربان بودی
    که دلمان نمی آمد بگوییم خدانگهدار
    همیشه میگفتیم
    به امید دیدار

    راستش را بخواهی هنوز هم میگوییم به امید دیدار
    اما سخت است
    نفس گیر است
    و بغض امان نمی دهد

    و چشم هایی که باران بی امان عجیب اسیرش کرده
    یادش بخیر
    حوصله داشتی
    و می شنیدی
    همه ی پرچانگی های مارا
    آرام آرام
    سکوتت عجیب پر از ادراک بود
    و آرامشی از درونت جاری

    مهربانی آئین تو بود
    صبوری پیشه ی تو

    با خوشحالی ما خوشحال بودی
    و در نگرانی
    ما را راهنما بودی

    یکجور عجیبی
    تکرار نشدنی

    حیف از گامهایی که دیگر روی زمین نیست
    نمیدانم زمین دیگر می خواهد به چه چیزی از خودش بنازد

    که آسمان آغوشی عجیب بیکران برای تو گشوده
    می دانم تکرار نخواهی شد
    برای من
    برای ما
    برای تاریخ زندگی من و
    تاریخ زندگی ما
    …………
    من از خورشید آمده ام تا بنویسم
    که ماه دلخوش دیدار توست
    ماه صبوری می کند
    و خورشید بی تابی
    هستی از هست تو دلشاد بود

    گرچه در عالمی رفته ای
    که به ارتقای کمال رسیده ای

    اما
    حیف
    که چشمان ما بی نصیب از دیدار توست

    معلم عزیزم روحت شاد و در آرامش قرین لطف الهی

  4. استاد کلهر عزیز، خیلی دیر شناختمتون، همیشه میگفتم آرزوم اینه که تو کوهنوردی انقدر قوی بشم که استاد منو لایق بدونه و تو پیمایش همراهش ببره. وقتی تو کلاس توان افزایی حدود ساعت ۱۰ شب هنوز با عشق و بدون خستگی درس میدادید و گفتید اگر بشینید خطرات کوهستان رو بیشتر توضیح بدم، یادمه دوستان ابراز خستگی کردند و شما وعده دادید که کلاس دیگری رو خواهیم داشت چون مطالب زیادی باقی مونده، هرگز فکر نمی‌کردیم که سرنوشت شما را از ما خواهد گرفت. استادم، آسمانها لایق تر بودند که به آنجا پر کشیدی؟! ولی ما هنوز تشنه یاد گرفتن بودیم… استادم بر فراز هر چکادی که قدم بگذاریم ، با قلبمان شما رو به آنجا خواهیم برد و در هر صعودی یاد و نامت رو زنده خواهیم داشت. هرگز فراموش نخواهی شد،چون هرگز تکرار نخواهی شد.. روحت شاد و جایگاهت قرین رحمت الهی و صاحب نام زیبایت حضرت ابوالفضل العباس (ع).

  5. سلام دوستان
    خدا رو شاکرم که مثل همیشه من رو لایق آشنایی با بندگان خوب خودش کرد و در راه آشنایی با کوهستان همراه عزیزی شدم که تا عمر دارم مرهون اخلاق رفتار خوب و اطلاعات دقیق اویم
    در جامعه ما کمتر ارزش های افراد در زمان حیات مورد توجه قرار میگیرد ولی استاد کلهر از نوابغی بود که در زمان حیات هم برای ما اسطوره بود در چند سالی که افتخار شاگردی او را داشتم در هر برنامه بی منت و با صبر و حوصله بی بدیل به داشته هایم اضافه نمود .
    خدا را سپاس میگویم که افتخار آشنایی با این بزرگ مرد را هر چند برای مدتی کوتاه به من داد
    خداش بیامرزد

  6. بعضی‌ها زاده شدن و همه عمر نفس کشیدن تا در زندگی به نقطه حقیقی ایثار وجوانمردی برسن … و چه سعادتی است که دراوج زیبایی و معنا دنیا رو ترک کنیم …
    استاد کلهر به بلندای صاحب اسمشان رسیدند 🙏🏻🖤💚🖤🙏🏻

  7. عباسِ پهلوانِ ما..
    پایِ عَلَم ماند..
    و با رفتنش..
    روضه های عباس بن علی(ع) را برایمان جانگدازتر کرد..

    روحِ بلندشان همنشین صاحبِ نامشان ان شالله.

    1. گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
      گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
      گاهی بساط عیش خودش جور می شود
      گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
      گه جور می شود خود آن بی مقدمه
      گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
      گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
      گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
      گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
      گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
      گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
      گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
      گاهی تمام آبی این آسمان ما
      یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
      گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
      ازهرچه زندگیست دلت سیر می شود
      گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت
      گاهی چه زود فرصت مان دیر می شود
      یکی از بااخلاقترین صبورترین و بی ادعاترین و بهترین اساتیدی بود که می شناختم … / دادم قله را به دشت پروانه ها
      یادش جاودانه و سبز🥀🥀🥀🖤💔

  8. کوچ یعنی، هزاربار خزان
    در دل باغ‌ها قدم بزند
    یا که تقدیر تلخ گل‌ها را
    دست طوفان شبی رقم بزند

    کوچ در دفتر پرستوها
    مشق تکرارهای غمگین است
    به امید دوباره برگشتن
    کوچ امّا همیشه شیرین است

    کوچ وقتی شروع غم باشد
    کوچه از انتظار می‌میرد
    بی قناری، درخت می‌‌خشکد
    بی پرستو بهار می‌‌میرد

    در لباسی سپید و ساده و پاک
    عاشقان بی‌اراده می‌‌میرند
    سروها ایستاده روییدند
    سروها ایستاده میمیرند

    ارتفاع ۴۶۰۰ برای آقای کلهر کم بود…
    حیف و صدحیف که ایشون رو خیلی زود از دست دادیم….
    روح بلندشون سرشار از آرامش کوهستان

  9. ای اهل حرم میر علمدار نیامد
    سقای حرم سید و سالار نیامد
    علمدار نیامد علمدار نیامد
    آیینه ی عشق از پی دیدار نیامد
    علمدار نیامد علمدار نیامد

    دل هـای پریشـان شـده شیرازه ندارد
    گنجـایش انـدوه و غـمِ تازه ندارد

    دل خون شد و مجنون شد و دلدار نیامد
    علمدار نیامد علمدار نیامد

    آن گل که چمن عاشق بوسیدن او بود
    آن ماه که ما را هوس دیدن او بود

    صد بار به ما سر زد و این بار نیامد
    علمدار نیامد علمدار نیامد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دنیای کوهنوردی من